مهر: مدیرکل استاندارد استان تهران گفت: ۱۳ نوع برنج خارجی وارداتی به عنوان برنجهای غیراستاندارد و غیرقابل مصرف اعلام شد.
مهدی پورهاشم افزود: کارشناسان این اداره با جمع آوری نمونه هایی از چند نوع برنج خارجی وارداتی، اقدام به آزمایش در مورد میزان سم مایکوتوکسین، سرب، آرسنیک و کادمیوم کردند.
وی ادامه داد: پس از این آزمایشها مشخص شد، ۱۳ نوع از برنجهای خارجی وارداتی مشکل دارند و مصرف آنها برای مردم زیان آور است.
این مسئول بیان کرد: بر اساس استانداردهای بین المللی (کدکس) و استانداردهای داخلی باید میزان این سموم صفر باشد زیرا سرب، آرسنیک و کادمیوم از فلزات سنگین هستند.
سرب در همه برنجهای آزمایش شده وجود داشته است
پورهاشم در بخش دیگری از سخنان خود نیز عنوان کرد: آزمایشات کارشناسان نشان داد، میزان سم مایکوتوکسین در حد صفر است و مشکل خاصی در این زمینه وجود ندارد ولی سرب در همه برنجهای مورد آزمایش موجود و در برخی انواع آن، این میزان بسیار بالاست.
مدیرکل استاندارد استان تهران یادآور شد: آرسنیک موجود در این برنجها از حد مجاز استاندارد نیز بالاتر است و از این جهت خطرناک محسوب می شود، البته برنجهای یادشده از نظر وجود کادمیوم در حد استاندارد هستند.
وی خاطرنشان کرد: کلیه برنجهای وارداتی با نامهای آریا، خاطره، ۱۸۱، مینویک، پاندا، محسن، مه کلاسیک، آفرین، مژده، کریستال، جادوگر، کمال ملکی و طوبا طلایی با استانداردهای بین المللی و داخلی مغایرت دارند و شهروندان باید از مصرف آنها خودداری کنند.
زانو مفصلي است كه غير از حركت باز و بسته شدن داراي حركات خفيف چرخش به داخل و خارج نيز مي باشد در تشكيل و نگهداري مفصل زانو, استخوانها , رباطها و غضروف هايي شركت دارند كه به اختصار آين ساختارها و عملكرد آن ها را توضيح مي دهيم.
* استخوانها :
- سه استخوان در تشكيل مفصل زانو شركت دارند.
- در بالا استخوان ران و در پائين استخوان درشت ني و در جلو استخوان كشكك در تشكيل مفصل زانو شركت مي كنند.
- استخوان نازك ني در تشكيل مفصل زانو شركت ندارند اما درست در مجاورت بخش خارجي مفصل زانو قرار دارد.
* رباطها :
- رباط ها باندهاي فيبري هستند كه دو استخوان را بهم ارتباط و متصل مي كنند.
- زانو�۴ رباط مهم دارد كه اين�۴ رباط استخوان ران را به استخوان درشت ني محكم متصل مي كنند و پايداري استاتيك مفصل زانو را تامين مي كنند.
- رباطهاي صليبي قدامي و خلفي سبب پايداري مفصل زانو در حركات به سمت جلو و عقب و ضربات در اين جهات و نيز پايداري مفصل زانو در برابر حركات چرخشي اعمال شده به زانو مي شوند.
- رباطهاي جانبي داخلي و خارجي كه در طرفين زانو قرار دارند هم سبب پايداري مفصل زانو در برابر اعمال نيرو به سمت خارج و داخل زانو مي شوند.
* تاندونها:
تاندونها عضلات را به استخوان اتصال مي دهند.
ادامه مطلب

اما در مورد انواع خاصی از آنفلوانزاها مانند نوع خوکی که اخیرا به اندازه گستره حیات، گسترش یافته است اوضاع متفاوت است. میکروب ها و ویروس هاس بیماری زا در انسان به علت تغییرات و جهش های ژنتیکی در طول زمان در مقابل داروهای موجود مقاوم شده و حتی ممکن است یک بیماری جدید ایجاد شود. برخی از بیماریها بین انسان و حیوان مشترک هستند و از هرکدام به طرف مقابل سرایت می کنند؛ این گونه بیماریها به علت مسری بودن و در تماس بودن انسان و حیوان به مراتب خطرناک تر هستند.
متاسفانه بیماری آنفلوانزا از نوع خوکی دارای تمام شاخصه های یک بیماری مسری و خطرناک است که علی رغم تلاشهای مجدانه مققان پزشکی هنوز داروی موثری برای پیشگیری یا درمان قطعی آن وجود ندارد. (البته این موضوع صرفا به انفلوانزای خوکی مربوط نیست بلکه در مورد تمام انواع آنفلوانزاها صدق می کند) بنابراین آنفلوانزا از حالت یک بیماری معمولی با درجه خطر پایین به یک بیماری کشنده و عالمگیر تبدیل شده و نگرانی جدی تمامی مردم، دولتها و نهادهای ملی و بین المللی در زمینه بهداشت و سلامت را موجب شده است و در ماههای اخیر به یک بحران جهانی تبدیل شده است.
بنابراین بررسی خاستگاه، انواعَ، علائم، روشهای پیشگیری و درمان، جنبه های سرایت و آمار مرگ ومیر مربوط به آن در ایران و جهان بسیار حایز اهمیت است که به آن می پردازیم.
1- تعريف و انواع
ادامه مطلب
دانایی توانایی به بار می آورد ، و دانش دل کهن سالان را جوان می سازد .
گوش شنونده همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است .
خرد برترین هدیه الهی است .
خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هویداست .
کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است .
بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است .
خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد چگونه جهان را به درستی خواهی گذراند . فردوسی خردمند
ادامه مطلب
يك متخصص تغذيه گفت: پخت غذا در ماكروويو باعث كاهش 60 تا 90 درصدي انرژي حياتي غذا و ايجاد عوامل سرطان زا در شير و غلات، تغيير در عناصر غذايي، اختلال در هضم غذا و ايجاد راديكالهاي آزاد در سبزيها ميشود.
مرتضي صفوي افزود: حرارت دهي يكي از مهمترين روشهاي متداول در فرآيند موادغذايي است. از انرژي مايكروويو خلاف پرتوهاي يونيزه براي حرارت دادن مواد غذايي استفاده ميشود. در روش پخت متداول حرارت از منبع حرارتي خارجي به ماده غذايي وارد ميشود ولي در پخت با مايكروويو حرارت در داخل خود ماده غذايي توليد ميشود.
وي گفت: امواج توليد شده توسط مگنترون يك ميدان متناوب مغناطيسي ايجاد ميكند. مولكولهاي غذا مخصوصاً مولكولهاي قطبي مثل آب، پروتئينها و چربيها خودشان را با تغييرات سريع ميدان متناوب الكتريكي همسو ميكنند. آنها حول يك محور نوسان ميكنند كه حدود 245 ميليون بار در ثانيه است. اين نوسانات باعث ايجاد اصطكاك قابل توجهي بين مولكولها شده كه نتيجه آن توليد انرژي است. درنتيجه درون غذا گرم شده در حالي كه ظرف غذا خنك است.
اين متخصص تغذيه افزود: كاربردهاي ماكروويو در صنايع غذايي را ميتوان آنزيم بري (Blanching)، پاستوريزه كردن، استريليزه كردن، خشك كردن مواد غذايي، بالا بردن دماي مواد غذايي منجمد به زير نقطه انجماد و استفاده از آن در اجاق ماكروويو در مصارف خانگي نام برد.
صفوي گفت: امواج مايكروويو به دليل دارا بودن فركانس كم قادر به شكستن پيوندهاي شيميايي و آسيب رساني مولكولهاي مواد غذايي نيستند. امواج مايكروويو از طريق ايجاد اصطكاك مولكولي به خصوص بين مولكولهاي آب در غذا توليد حرارت ميكنند.
,ي اضافه كرد: هر چه توان مايكروويو بالاتر باشد به دليل افزايش سرعت رسيدن ماده غذايي به دماي مورد نظر كاهش مواد مغذي كمتر خواهد بود. هر چه عمق نفوذ امواج در ماده غذايي بيشتر باشد، زمان پخت كمتر خواهد بود. حفظ ويتامينها به علت طبخ سريع و كم بودن آب در موقع پخت بيشتر است. حفظ پروتئينها در ماده غذايي در اين روش بيشتر خواهد بود.
صفوي افزود: حفظ مواد مغذي در موادي كه با مايكروفر گرم ميشود به وزن آنها بستگي دارد، هرچه وزن مواد كمتر باشد حفظ مواد مغذي بيشتر است.
اين متخصص تغذيه گفت: مزاياي ماكروويو را ميتوان سرعت حرارت دهي، حفظ خصوصيت طعم و رنگ غذا، حفظ مواد مغذي به دليل زمان كوتاه پخت، كاهش خطر مسموميت غذايي به علت نگه داشتن غذا به مدت طولاني، عدم تشكيل رسوب در ته ظرف، استفاده چند منظوره از مايكروفر براي طبخ غذا، گرم كردن مجدد غذا و ذوب كردن يخ مواد غذايي نام برد.
وي اضافه كرد: در حال حاضر حدود 90 درصد خانوادههاي آمريكايي و 86 درصد خانوادههاي اروپايي از مايكروفر استفاده ميكنند.
صفوي افزود: اثرات مايكروويو را ميتوان به سه دسته اثرات مربوط به ايجاد عوامل سرطان زا، كاهش ارزش غذايي غذاها، اثرات بيولوژيك بر روي انسان تقسيم كرد.
اين متخصص تغذيه اضافه كرد: معايب ماكروويو را ميتوان عدم سرخ كردن غذا به دليل نفوذ امواج، تشكيل نقاط گرم و سرد در غذا به علت جذب متفاوت امواج توسط تركيبات مختلف غذا، كاهش 60 تا 90 درصد انرژي حياتي غذا، ايجاد عوامل سرطان زا در شير و غلات، تغيير در عناصر غذايي و در نتيجه اختلال در هضم غذا، ايجاد راديكالهاي آزاد در سبزيجات كه جزء مواد سرطانزا هستند و به طور كلي آسيب به ديواره مولكولها و تغيير در كيفيت آنها و مستعد شدن غذا به آلودگيهاي ميكروبي نام برد.
صفوي افزود: در سال 1992 سازمان بهداشت جهاني اعلام كرد كه هيچ مدرك علمي مستند بر عدم وجود عوامل خطر در غذاهاي مايكروويو شده وجود ندارد. بهترين توصيه در رابطه با گرم كردن و پختن غذا استفاده از حرارتهاي معمولي است و هيچ تضميني براي ايمني و سلامتي كامل غذاهاي ماكروويو شده وجود ندارد.
منبع: فارس
جایی اشتباه شده است یا اشتباه از فرهنگیان است که از قانون خدمات کشوری انتظار برابری دریافت ها را به ازاء مدرک مساوی و شرایط مساوی کار در ادارات مختلف را داشته اند یعنی همان نظام هماهنگ پرداخت . و یا اشتباه از دوستان مسئول است که افزایش حقوق منطبق بر تورم سالانه را به گونه ای دیگر نامیده اند .
آنقدر مشکلات و مسایل معلمان تکراری شده که گاهی خودمان هم حالمان از ذکر این مشکلات به هم می خورد . کارمندان اداره یا شرکتی دولتی بی سر و صدا به اسم روز فلان یا مناسبت عید و اضافه کاری و عناوین دیگر دریافتی هایی تا چند برابر همین وعده هایی که نصیب ما می شود را دارند . پاداش خدمت خود را بدون تبدیل شدن به اقساط طویل المدت دریافت می کنند . از وام های بی بهره یا کم بهره استفاده می کنند ، با وجود داشتن خانه از کمک هزینه مسکن برخوردار هستند . فرزندان آنها به خاطر شاگرد ممتاز شدن و یا مشابه آن مشمول دریافت پاداش می گردند و ... وزارتخانه یا شرکتهای دولتی بهتر هم حق استفاده از ویلا با غذای مجانی یا بسیار ارزان را نصیب کارمندان خویش می کنند . از امکانات بهداشتی و قابل قبول از اعمال جراحی پیشرفته تا پر کردن دندان با بهترین خدمات برخوردار می گردند . از شمول قانون خدمات کشوری مستثنی میشوند ، یعنی همان چیزی که ما آن همه برای رسیدن به آن خون دل خوردیم و نتیجه ای که اکنون پیش روی ماست .
این از یک سوست . از سوی دیگر ذکر مداوم این وعده ها در روزنامه ها یا رادیو تلویزیون باعث آن شده است مردمی که از دور دستی بر آتش دارند چون راجع به ادارات و شرکتهای دیگر دولتی تقریبا چیز زیادی نمی دانند با این تصور که دریافتی معلمان چندین برابر کارمندان دیگر است اینطور استدلال می کنند که زیاده خواهی هم حدی دارد . تابستانها که تعطیل هستید نوروز را هم همینطور . مناسبت های دیگر هم که پیش می آید . مگر چند روز به مدرسه می روید ؟ کسی نمی گوید که فلان برنامه تلویزیونی یا فلان فیلم سینمایی اگر با زمان پخش خود قیمت گذاری شود آیا کسی دنبال تهیه فیلم یا گزارش می رود ؟ فیلم داستانی که چندین میلیون خرج آن شده و فقط زمان پخش معینی دارد یا سریالهای تلوزیونی که گاهی اعلام می شود هر نیم ساعت یا یک ساعت آن نزدیک به چند میلیون خرج آن شده است چرا کسی اعتراض نمی کند . چرا کسی به آن جراح نمی گوید که مگر این عمل را که انجام داده ای چقدر طول کشیده که چنین حق عملی را طلب می کنی ؟ چرا به مهندسی که نقشه ای را طراحی کرده نمی گویند کشیدن این نقشه چقدر طول کشیده است . آیا ارزش آموزش انسانها کمتر از عمل جراح یا مهندس است که در مقابل زحمت خویش دریافتی قابل قبولی دارد
و معلم را با شغل محترم و قابل پذیرش همچون جراح و مهندس و مشابه آن قیاس کردم و به مشاغل غیر مفیدی که بی زحمت و رنج در آمدهای بالایی را جذب می کنند کاری ندارم .
اگر از فرهنگیان انتظار معلم بودن را داریم آیا نباید در عمل نه با وعده شرایط را طوری فراهم کنیم که معلم فقط و فقط به فکر تعلیم و تربیت باشد . بیاموزد و بیاموزاند و لاغیر . آیا معلم مسافر کش ، معلم دستفروش ، یا مشغول در بنگاه معاملات املاک ، معلم خوبی خواهد بود . از دیگر سو اگر بخواهیم آموزش و پرورش کشوری رلا خراب کنیم بهتر از این مگر می شود که معلمش را مجبور کنیم نمره بفروشد یا به گدایی چند تومان بعنوان تدریس خصوصی به در خانه شاگرد خویش برود ؟
بسیاری از فرهنگیان شاید دور از شان خویش بدانند که راجع به مسایل مادی بحث کنند و خویش را اجل از ورود به چنین مقوله ای بپندارند و درست هم همین است . چرا معلم باید وقت گرانبهای خویش را که باید صرف یادگیری و آموزش کند با وسواس به محاسبه در آمد و خرج خویش اختصاص دهد . او باید قانع باشد ، قبول . لیکن در شرایطی که ارزش انسانها را نه با میزان توانائیش در آموختن و آموزش به دیگران بلکه با برخورداریش از امکانات مادی می سنجند چه باید کرد ؟ و در این میان آن معلمان درستکاری که به کیفیت تدریس خویش اهمیت می دهند و فقط به فکر گذراندن ساعت حضور خود در کلاس و تکرار مطالب کسل کننده نیستند و وجدان خویش را به هر قیمتی نمی فروشند بیشترین فشار را تحمل می کنند آن هم در زمانی که حرفه معلمی نیز گاهی در اشتغال کسانی در می آید که عشق به شهرت دارند و نان خویش را از شهرت کاذب خود در می آورند و این حرفه را سکوی پرش خویش قرار می دهند . معلمان واقعی آنهایی که عشق به آموزش دارند و به همنوع خویش آن گونه افراد که همت والایی دارند و خود را به هر بهایی نمی فروشند . آنهایی که چون شمع می سوزند و راه را روشن می کنند کسانی هستند که احترامی را که جامعه برای معلمان خود قائل است ( اگر احترامی مانده باشد ) را زنده نگاه داشته اند .
ایرج جوادی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران
ادامه مطلب
معاون توسعه مدیریت سرمایه انسانی ریاست جمهوری آئین نامه های اجرایی قانون مدیریت خدمات کشوری را ابلاغ کرد که بر اساس آن حقوق فروردین و اردیبهشت ماه کارمندان براساس این قانون حداکثر تا 28 اردیبهشت ماه جاری پرداخت می شود.
به گزارش مهر، ابراهیم عزیزی معاون توسعه مدیریت سرمایه انسانی ریاست جمهوری در بخشنامه ای به کلیه دستگاههای اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری اعلام کرد: مصوبات شورای توسعه مدیریت و سرمایه انسانی در خصوص جداول امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری و نحوه تطبیق کارمندان با جداول مذکور و همچنین دستورالعمل بند (9) ماده (68) قانون و کمکهای رفاهی مستقیم و غیر مستقیم که در جلسه مورخ 9/2/1388 بنا به پیشنهاد معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور و به استناد اختیار حاصل از جزء "ب" بند (11) ماده واحده قانون بودجه سال 1388 کل کشور و ماده (67) قانون مدیریت خدمات کشوری تصویب و به تایید رئیس جمهور رسیده است، برای اجرا ابلاغ می گردد.
کلیه دستگاههای اجرایی مشمول مکلفند اقدامات لازم را برای تطبیق کارمندان خود با قانون مزبور و اجرای دستورالعملهای پیوست و صدور احکام کارگزینی آنان از تاریخ اجرایی شدن فصل دهم 1/1/1388 ) معمول و لیست حقوق و مزایا و سایر اطلاعات لازم را حداکثر تا تاریخ 25/2/1388 به خزانه داری کل کشور ارسال نمایند تا حقوق فروردین و اردیبهشت ماه کارمندان حداکثر تا تاریخ 28/2/1388 بر این اساس پرداخت شود.
ادامه مطلب
پهناي باند كل كشور ايران در نهايت به 15000 مگابيت درثانيه يعني 1500 مگابايت در ثانيه يا يك و نيم گيگابايت در ثانيه مي رسد كه رقم فوق العاده پاييني است.
به گزارش فارس، يكي از كاربران به نام " فرشته كريمي " با ارسال يك نامه الكترونيكي در مطلبي با عنوان "رابطه كندي اينترنت با سال اصلاح الگوي مصرف " به بررسي كندي سرعت اينترنت در كشور و ارتباط آن با افزايش مصرف برق پرداخته است.
برپايه اين خبر در اين مطلب، آمده است:
پهناي باند كل كشور ايران در نهايت به 15000 مگابيت درثانيه يعني 1500 مگابايت در ثانيه يا يك و نيم گيگابايت در ثانيه مي رسد كه رقم فوق العاده پاييني است.
با يك محاسبه ساده ساده در ذهن خود متوجه كم بودن اين سرعت مي شويد آمار كابران اينترنت در ايران (آمار واقعي) بيش از 18 ميليون نفر نيست كه معمولا از كل كاربران اينترنت يك كشور كل كاربران آنلاين 10 تا 15 درصد اين تعداد را شامل ميشود كه 10 درصد 18 ميليون نفر ميشود حالا كلا ميگوييم 2 ميليون نفر كه بايد آنلاين باشند، يعني اين 2 ميليون نفر بايد از ظرفيت 1500 مگابايت در ثانيه كل كشور استفاده كنند كه اگر ما عدد 1500000 كيلوبايت در ثانيه را به جمعيت 2 ميليوني آنلاين كل كشور تقسيم كنيم به هر كدام از آنها كمتر از يك 1 كيلوبايت در ثانيه سرعت و عرض باند ميرسد!!!
با توجه به اينكه 99 درصد از كاربران اينترنت خانگي در ايران از تلفن بصورت دايال آپ براي استفاده از اينترنت استفاده مي كنند(آمار خود مخابرات) و سرعت آنها هم از 3 تا 4 كيلوبايت در ثانيه بيشتر نمي شود پس يك كاربر معمولي در يك ساعت بيش از 12 مگابايت در بهترين شرايط نمي تواند فايل از اينترنت دانلود كند با حساب اتصال روزانه 4 ساعت استفاده از اينترنت حداكثر 60 مگابايت فايل در يك روز مي توان از اينترنت دايالاپي فايل دانلود كرد.
خوب مقدار مصرف برق 4 ساعت در روز يك كامپيوتر معمولي (بدون احتساب هزينه برق مصرفي خطوط مركز مخابراتي و آي اس پي در زمان استفاده) عدد حدود 1 كيلو وات در روز است و در ماه مي شود 30 كيلو وات كه رقم خيلي زيادي است.
اگر سرعت اينترنت اين كاربر فرضي 50 كيلوبايت در ثانيه بود بجاي 3 كيلوبايت در ثانيه، اين كاربر مي توانست 60 مگابايت فايل را كه برايش 4 ساعت وقت و انرژي هدر دادند را در مدت تنها بيست 20 دقيقه دانلود كنند كه مقدار برق مصرفي آن هم حدود دوازده برابر كمتر از مصرف برق 4 ساعته حالت قبل است و ميزان آن هم حدودا يك دهم كيلو وات در روز و 3 كيلو وات در ماه مي شود!!!
يعني مثلا يك و نيم ميليون نفركاربر آنلاين با سرعت 3 كيلوبايت در ثانيه و مدت استفاده چهار ساعت در روز ضرب در 27 كيلووات در ماه هدر روي برق ( اختلاف 30 و 3 كيلووات) مي شود 54000 مگاوات برق هدر مي رود كه مسئول آن هم وزرات ارتباطات و فناوري اطلاعات است.
در انتهاي اين نويسنده چنين نتيجه مي گيرد: حالا اگر ما 54000 مگاوات رو در قيمت هر كيلووات 70 تومان ضرب كنيم به عدد هولناك روزانه 4 ميليارد تومان نابودي منابع مالي البته بجز از بين رفتن وقت و انرژي افراد مي رسيم.
ادامه مطلب
اگر در جستوجوی تعداد واقعی فرهنگیان یا به عبارتی کارکنان آموزش و پرورش یا تعداد مدارس کشور هستید، بهتر است دست از این خواسته بشوئید. دست یافتن به چنین آمارهایی غیرممکن است. اشتباه میکنید! بحث برسر پنهانکاری مقامات نیست. اصولا در آموزش وپرورش آمار درست، حکم کیمیا دارد. «بضاعت سیستم آموزش و پرورش در حوزه آمار و اطلاعات محدود است و آماری که وجود دارد با مشکلات اساسی روبهروست. حتی آمار دقیقی از مدارس نداریم. آیا شما باور میکنید که من آمار دقیقی از تعداد مدارس و دانشآموزان نداشته باشم؟». این جملات را یک منتقد یا کارشناس آموزشی در توصیف وضعیت آشفته آموزش و پرورش بیان نکرده، بلکه سخنان بالاترین مسئول اجرایی وزارتخانه است که بعد از یکسال مواجهه با مشکلات پیچیده عظیمترین وزارتخانه کشور چاره را در فریاد کردن تنگناها و مشکلات دیده است.
علی احمدی نیز در سال پایانی عمر دولت نهم به شناخت عمیقتری از دستگاه تحت مدیریتش دست یافته است. جنس گلایههای او بسیار شبیه درد دلهای وزرای سابق و بیشتر از همه مرتضی حاجی است. وزیر آموزش و پرورش به آمار نامعلوم تعداد بیسوادان در کشور اشاره کرد و گفت: «با اینکه مرکز آمار باید تعداد بیسوادان را طی سرشماری به آموزش و پرورش اعلام کند اما هیچگاه به این تعهد خود عمل نکرده و ما حتی آمار واقعی در این زمینه نداریم». آموزش وپرورش از ۱۵ سال پیش مجهز به سیستم بکفا است، اما به گفته وزیر این سیستم به روزرسانی نشده و با مشکلات متعددی روبهروست.
● یک میلیون و هشتاد یا یک میلیون و دویست و پنجاه؟
به نظر میرسد آمار و اطلاعات در بخشهای دیگر از جمله تعداد: ساختمانهای مدارس و طبقهبندی آنها، اتاق- کلاس مدارس، مدارس مخروبه و خطرآفرین، پوشش تحصیلی، کودکان بازمانده از تحصیل و حتی موضوع با اهمیتی مانند تعداد کارکنان آموزش و پرورش نیز به شدت مخدوش است. حدود ۷ ماه از صدور بخشنامه ساماندهی نیروی انسانی گذشته است. منتقدان و نمایندگان مجلس فقط نقاط ضعف این بخشنامه را دیدند و از همان آغاز به مخالفت با آن برخاستند. آنها فراموش کردند که در وزارتخانهای که ۹۵ درصد بودجه آن صرف پرداخت حقوق و مزایای کارکنان میشود نقطه آغاز هر حرکت اصلاحی باید ساماندهی نیروی انسانی باشد. نمایندگان اگر بخشنامه وزیر را نمیپسندند میتوانند آن را اصلاح کنند یا طرح جایگزین ارائه دهند. بخش عمدهای از نمایندگان مجلس و معلمان و جویندگان کار به این دستگاه، به چشم یک بنگاه کاریابی مینگرند. در سیستم مدیریتی ما دادن وعدههای بزرگ و دست نیافتنی به صورت یک رویه در آمده است.
تاکنون سابقه نداشته است که یک مدیر اجرایی به جای چنگ انداختن در آسمان آرمانها و رویاها دو یا سه کار عملی و اجرایی را به عنوان برنامه خود اعلام کند. از بخشنامه ساماندهی نیروی انسانی نباید توقعات زیادی داشته باشیم. این بخشنامه آغاز یک روند است. گام اول ممکن است با اشتباه و اجرای بد همراه باشد اما اصل موضوع و جهتگیری درست است. در حال حاضر هیچکس به درستی تعداد کارکنان این وزارتخانه را نمیداند. آمارهای ارائه شده در مورد تعداد کارکنان رسمی از یک میلیون و هشتاد هزار نفر تا یک میلیون و دویست و پنجاه هزار نفر در نوسان است. در مورد کارکنان غیررسمی اختلاف از این هم بیشتر است. این طرح اگر بتواند آماری دقیق از تعداد کارکنان آموزش وپرورش به تفکیک میزان تحصیلات، محل کار، نوع استخدام، تعداد معلمان مازاد، تعداد معلمان از کار افتاده و معذور و مامور را تهیه کند، در اولین قدم موفق بوده است.
● نیروی کار غیررسمی
در مناقشهای که بر سر استخدام معلمان حقالتدریس بین مجلس و وزارتخانه پیش آمد، علی احمدی با ارسال نامهای به رئیسجمهور تعداد کارکنان غیررسمی وزارتخانه را پانصد و بیست هزار نفر اعلام کرد. وزیر در نامه خود نوشت که این افراد همگی متقاضی تغییر وضعیت استخدامی از موقت به رسمی هستند.
اگر این عده درچند سال آینده استخدام رسمی شوند تعداد کارکنان رسمی به رقمی بین یک میلیون و ششصد تا یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار نفر میرسد. در چنین صورتی تحول در آموزش و پرورش غیرممکن خواهد شد. این در حالی است که بر اساس آمارهای غیررسمی هم اکنون یکصد هزار نیروی مازاد در آموزش و پرورش وجود دارد. آمارهای ارائه شده در مورد حقالتدریسیها که بخشی از نیروهای غیر رسمی وزارتخانه هستند هم از ۳۰ هزار تا یکصد هزار نفر در نوسان است. تعداد کارکنان نهضت سوادآموزی متقاضی استخدام رسمی در آموزش وپرورش از ۵ هزار تا ۴۵ هزار برآورد میشود. در سال ۸۳ مجلس هفتم آموزش و پرورش را ملزم به استخدام رسمی ۴۰ هزار نیروی حقالتدریس کرد. این اقدام جاذبه کار حقالتدریسی را افزایش داد و سیل متقاضیان کار را با چشمانداز استخدام رسمی به سوی آموزش و پرورش روانه کرد.
آن زمان به دلیل جبههبندی سیاسی مجلس در برابر دولت، مخالفت وزیر وقت راه به جایی نبرد. اینک مجلس هشتم طرح استخدام یکصد هزار نیروی حقالتدریس را در دستور کار خود دارد. تاریخ گویی تکرار میشود. علیاحمدی با سرسختی و با این توجیه که پول نداریم تاکنون در مقابل این خواسته مجلس ایستاده است. البته علی احمدی از امکانات سیاسی بیشتری برای مقاومت در برابرخواسته غیر کارشناسی مجلس برخوردار است. نمایندگان مجلس که معمولا با انگیزه خیرخواهانه انسانی و حل مشکلات مردم، خواهان استخدام ۱۰۰ هزار نیروی جدید در آموزش وپرورش هستند، به این نکته توجه کنند که کشور ترکیه با ۷۰ میلیون جمعیت و شرایط اجتماعی شبیه ایران آموزش و پرورش خود را با نیروی انسانی حدود ۷۰۰ هزار نفر اداره میکند!
● مشکلات ماندگار
آموزش و پرورش امروز از مشکلات مزمن و پیچیدهای رنج میبرد. با گذشت زمان حجم و عمق مشکلات بیشتر شده است. در آخرین سال وزارت، مرتضی حاجی با تلخکامی میگفت که کارهای روزمره و غیرمرتبط مثل رگبار مسلسل بر سر وزیر میبارد. هر زنگ تلفن، هر ملاقات غیرمتعارف، هر نامه و یادداشتی احتمالا حاوی تقاضایی است به ظاهر کوچک و پیش پا افتاده. اما همین تقاضاهای خرد نظم قانونی دستگاه را به هم میریزد و تمام وقت وزیر را میگیرد.
به گفته معاون امور حقوقی و پارلمانی وزارت آموزش و پرورش از خرداد ۸۷ تا اول دیماه همین سال یعنی در مدت ۷ماه نمایندگان مجلس سه هزار و پانصد نامه به وزارت آموزش وپرورش نوشتهاند که دو هزار و صد و هشت مورد آن تقاضای انتقال و استخدام افراد بوده است. رابطه مجلس و وزارت آموزش وپرورش در ۱۰ سال اخیر توام با تنش و سوء تفاهم بوده است. به نظر من دو مسئلهای که علی احمدی در محور توجه خود قرار داده است اولویت امروز و فردای آموزش و پرورش ایران است: ۱-ساماندهی نیروی انسانی. ۲- سبکبار کردن آموزش و پرورش. با ساماندهی نیروی انسانی آموزش وپرورش به دستگاهی کوچک و حرفهای با معلمان و مدیرانی آموزش دیده و علاقهمند و با انگیزه تبدیل میشود و با سبکبار شدن وظایف دستگاههای دیگر مانند وزارت مسکن، شهرداری، سپاه پاسداران، سازمان بهزیستی، سازمان تبلیغات اسلامی و چندین نهاد و ارگان دیگر از دوش آموزش و پرورش برداشته میشود.
شیرزاد عبداللهی
ادامه مطلب
قابل تامل اينكه نتيجهدلخواهي هم نصيبشان نميشود. اگر از بودجه و ماجراي عريض و طويل كسري آن در همه وزارتخانهها بگذريم، كسري بيش از 80 درصدي بودجه وزارت آموزش و پرورش نهتنها موضوع قابل اغماضي نيست بلكه در جاي خود تامل برانگيز است.
در حالي كه وزارت آموزش و پرورش در سالجاري به 13 هزار و 400 ميليارد تومان اعتبار نياز داشت اما دولت بيتوجه به تمامي نيازمنديها، بودجه 7 هزار ميليارد و 400 ميليون توماني را تصويب كرد. چند ماهي از تصويب اين مبلغ نميگذشت كه فقط يك هزار تومان از بودجه در اختيار اين وزارتخانه قرار گفت و هيچيك از رايزنيها براي پرداخت مابقي بودجه نتيجهاي نداد و تاكنون كه بيش از 11 ماه از سال 87 سپري شده، به گفته رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، دولت تنها 6 هزار ميليارد و 400 ميليون تومان به اين وزارتخانه كه بدون شك در ليست مهمترين وزارتخانهها قرار دارد، بدهكار است، بدهكاري بيش از 80 درصدي آموزش و پرورش در حالي است كه به گفته كارشناسان اين ميزان كسري در 20 سال گذشته بيسابقه بوده و اين وزارتخانه در دولت نهم بدترين شرايط را در 20 سال گذشته خود سپري ميكند. البته كسري بودجه ساير وزارتخانهها ازجمله بهداشت و رفاه نيز بر ضعف دولت در اختصاص بودجه و با توجه به منابع مالياي كه در اين دولت به اوج خود رسيده است صحه ميگذارد.
گويي دولت چشم خود را روي واقعيتهاي اقتصادي كشور بسته است و آنچه بهعنوان بودجه براي وزارتخانهها تعيين ميكند با درآمدهايش همخواني ندارد.
اين موضوع تا آنجا برجسته شد كه دانشجعفري، عضو كميسيون مجمع تشخيص مصلحت نظام، درآمدهاي دولت در بودجه سال آينده را غيرواقعي خواند و سال آينده را سال ويژهاي توصيف كرد.
<كسري موازنه پرداختها و ارز، كاهش درآمدهاي نفتي و غيرواقعي بودن بخشي از درآمدها در بودجه سال آينده، سبب شده تا سال آينده سال سختي براي اقتصاد ايران باشد.>
با تمام اين شرايط مسوولان اين وزارتخانه چشم اميد به بودجه سال 88 دوخته بودند كه ناگهان با اعلام بودجه 9 هزار و 300 ميليارد تومان براي سال 88، نفسها از ترس افزايش كسري بودجه سال آينده در سينه حبس شد.
بدينترتيب كسري بودجه در سال آينده حدود 8 هزار ميليارد تومان برآورد شد؛ مبلغي قابلتوجه كه قطعا كمر وزارت آموزش و پرورش را در برابر مشكلات فراوان آن خم خواهد كرد.
چند روز پيش ستار هدايتخواه عضو فراكسيون فرهنگيان مجلس در نشست اعضاي فراكسيون فرهنگيان مجلس با اشاره به بودجه 9 هزار و 300 ميلياردي تعيينشده براي سال 88 اعلام كرده بود: <در لايحه اصلاحيه بودجه، 2 هزار ميليارد تومان در نظر گرفته شده است كه با اين حساب، 4 هزار ميليارد تومان از كسري آموزش و پرورش باقي ميماند بنابراين چنانچه در بودجه آموزش و پرورش سال 88 هيچ افزايشي نسبت به سال 87 در نظر گرفته نشود، آموزش و پرورش 17 هزار و 400 ميليارد تومان نياز دارد.> البته او هيچ راهكاري براي برطرف شدن مشكلات بيسابقه آموزش و پرورش نداشت!
بودجه سال آينده ناكافي است
عليرضا علياحمدي، وزير آموزش و پرورش، البته در هفته گذشته در نشست مشترك مسوولان وزارت آموزش و پرورش با فراكسيون فرهنگيان مجلس شوراي اسلامي حاضر شد و با صراحت لهجهاي شروع به انتقاد از ديدگاههاي مختلفي كه پيرامون كسري بيسابقه بودجه در سالجاري و آينده وجود دارد كرد. <عدهاي ميگويند كه بگذاريد آموزش و پرورش بدهي داشته باشد و به همين روش اداره شود تا در طول سال اين مشكل حل شود در حالي كه من ميخواهم در اين باره ديدگاههاي قانوني و آنچه را كه بر مصلحت نظام است پياده كنم.>
او در عين حال بودجه سال آينده آموزش و پرورش را ناكافي دانست و درباره اظهارات يكي از اعضاي فراكسيون فرهنگيان كه گفته بود <بايد براي بودجه آموزش و پرورش زودتر اقدام ميكرديد و حالا كه لايحه بودجه در حال تقديم به مجلس است نميتوان كاري كرد> اينگونه پاسخ داد: <هر كاري را كه آن موقع ميخواستيد انجام دهيد الان انجام بدهيد.>
بودجه يكشنبه بررسي ميشود
با همه اينها بازهم به نظر نميرسد اقدامي براي بالا بردن بودجه سال آينده اين وزارتخانه انجام شود هرچند كه عباسپور تهرانيفرد، رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي به تغيير مبلغ آن اميدوار است.
او درباره كسري بودجه سال آينده وزارت آموزش و پروش به اعتماد ملي گفت: <هنوز اطلاعي از كسري بودجه سال آينده وزارت آموزش و پرورش ندارم و بودجه نيز هفته گذشته از سوي رئيسجمهور به مجلس ارائه شد، قرار است تا بودجه سال آينده اين وزارتخانه روز يكشنبه هفته جاري بررسي شود.>
او از آمار دقيق بودجه سال آينده براي اين وزارتخانه اظهار بياطلاعي كرد: <بهطور رسمي چيزي درباره بودجه سال 88 اين وزارتخانه به ما اعلام نشده است، البته در اين ميان 9 هزار ميليارد و 300 ميليون تومان اعلامشده بهعنوان بودجه سال آينده براي اين وزارتخانه موضوعي است كه در حد شنيدهها است و هنوز قطعي نشده است.>
به گفته رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، <چنانچه بودجه سال آينده همان رقم 8 هزار ميليارد تومان بدون توجه به نيازمنديهاي اين وزارتخانه و تورم در نظر گرفته شود، بهطور قطع آموزش و پرورش با مشكل جدي مواجه ميشود.>
او اظهارات بعدي را به بعد از ارائه گزارش بودجه اين وزارتخانه موكول كرد.
بيسابقه بودن كسري80 درصدي در 20 سال گذشته
اظهارات رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي از بودجه سال آينده كه بنا به گفتهاش هنوز رسما اعلام نشده است در حالي است كه با توجه به حرفهاي اخير وزير و ساير مسوولان، بودجه اعلامشده همان بودجهاي است كه دولت براي سال آينده تعيين كرده است.
از مبلغ در نظر گرفتهشده و كسري آن در سال آينده كه بگذريم، مشكلات ناشي از تصويب نهايي آن براي اين وزارتخانه حكايت تكاندهندهاي است كه براي يك وزارتخانه يك بحران شديد به شمار ميرود.
شيرزاد عبداللهي، كارشناس مسائل آموزشي، در گفتوگو با اعتماد ملي از اين مشكلات گفت. <آموزش و پرورش امسال حدود 6 هزار و 700 ميليارد تومان كسري بودجه دارد، براساس لايحهاي كه از سوي اين وزارتخانه ارائه شد يكسوم آن امسال در لايحه متمم بودجه تامين ميشود و قرار است دوسوم اين كسري به سال آينده منتقل شود، البته اين اضافه بر بودجه سال آينده است كه براساس تورم بايد رقم خيلي بالاتري در نظر گرفته شود، كه در مجموع همان 17 هزار و 400 ميليارد تومان ميشود بنابراين حقوق كارمندان براساس نرخ تورم 25 درصدي سال آينده در نظر گرفته ميشود و افزايشي نخواهد داشت.>
اين كارشناس در ادامه گفتههاي خود به اظهارات اخير وزير در جلسه اعضاي كميسيون فرهنگيان مجلس اشاره كرد. وزير آموزش و پرورش در همان جلسه از ضعف آماري در اين وزارتخانه گلايه كرده بود، ظاهرا علياحمدي فراموش كرده است كه خودش وزير آموزش و پرورش است: <سيستم بكفاي آموزش و پرورش از سال 72 تاكنون به روز نشده، بنابراين آمار دقيقي از تعداد مدارس و دانشآموزان در دست نيست.>
عبداللهي نتيجه در اختيار نبودن آمار دقيق دانشآموزان و مدارس از سوي وزير را بررسيهاي غيركارشناسانه عنوان كرد: <در وزارتخانهاي كه وزيرش از تعداد مدارس و دانشآموزانش بيخبر است ديگر به هيچوجه نميتوان روي مبلغ كسري بودجه و برآورد عملكرد بودجه امسال اعلامشده از سوي آنها حساب كرد. چرا كه تمامي اظهارات براساس بررسيهاي غيركارشناسي و غيرعلمي است.>
او البته اين را هم اضافه كرد كه بهطور متوسط در 20 سال گذشته سالانه كسري بودجه حدود 30 درصد بود اما رقمي كه امسال با آن مواجه هستيم حدود 80 درصد ميشود.
اين كارشناس مسائل آموزشي در ادامه امسال را بدترين سال براي آموزش و پرورش توصيف كرد: <تمام اين اتفاقات نشان ميدهد اين وزارتخانه با بودجه دولتي قابل اداره كردن نيست.>
عبداللهي در تحليل دلايل كسري بودجه امسال آموزش و پرورش گفت: <كسري بودجه در سال جاري حكايت از آشفتگي عظيمي است، بهطور نمونه در حوزه نيروي انساني در حالي كه تعداد حقالتدريسيها 53 هزار نفر اعلام ميشود براساس گفتههاي وزير آموزش و پرورش، اين وزارتخانه 52 هزار نيرو دارد كه بهطور غيررسمي با آموزش و پرورش قرارداد دارند.>
او وجود اين تعداد نيرو را مشكل بزرگي در آموزش و پرورش توصيف و بر اين نكته تاكيد كرد كه 93 تا 95 درصد بودجه اين وزارتخانه صرف هزينههاي پرسنلي ميشود.
البته مديريت دولتي بر بخشهاي مختلف اين وزارتخانه نيز موضوع ديگري بود كه عبداللهي از آن بهعنوان دليل ديگري كه روي بالا بودن كسري بودجه امسال تاثير گذاشت، ياد كرد. <يكي از نشانههاي مديريت دولتي ريخت و پاش و اسراف در هزينهها است، در مديريت دولتي براي انجام يك كار معمولا چند نفر مامور ميشوند و در آخر سر هم 50 درصد كار انجام نميشود.>
اين كارشناس در عين حال وجود يكصد هزار معلم مازاد را يكي ديگر از دلايل اتلاف بودجه عنوان كرد: <در اين ميان در كنار اين 100 هزار نيروي مازاد 500 هزار نفر نيروي كار موقت نيز در اين وزارتخانه فعاليت ميكنند.>
آشفتگي در نيروي انساني علت اصلي اتلاف بودجه
بر اين اساس او علت اصلي اتلاف بودجه را آشفتگي در نيروي انساني دانست و تنها راهكار را نيز تهيه ليستي از كاركنان يا حقوقبگيران اعلام كرد چرا كه در غير اين صورت مشكلات سال آينده اين وزارتخانه دو برابر ميشود .
عبداللهي البته پيشبيني كرد تا سال 1390 بودجه آموزش و پرورش به 25 ميليارد دلار ميرسد كه همراه با آن حجم مشكلات وزارتخانه و نارضايتي معلمان هم به همان نسبت افزايش مييابد.
اين كارشناس درباره ميزان توانايي وزير فعلي آموزش و پرورش در نحوه مقابله با مشكلات مشابه 20 سال گذشته اين وزارتخانه گفت: <تمامي وزيران پيشين آموزش و پرورش در آخر كار خود دچار افسردگي و پريشاني شدند و با نااميدي اين وزارتخانه را ترك كردند.> گفتوگوي اين كارشناس با سه وزير قبلي بر اين موضوع صحه ميگذارد.
سخنان علياحمدي شبيه صحبتهاي حاجي در ماههاي آخر وزارت بود
عبداللهي صحبتهاي اخير علياحمدي در جمع نمايندگان مجلس را بسيار شبيه سخنان مرتضي حاجي در ماههاي پاياني وزارتش توصيف كرد: <علياحمدي تازه پس از يكسال متوجه مشكلات آموزش و پرورش شد با اين حال متاسفانه هيچكدام به مشكل اصلي نپرداختند.>
به گفته اين كارشناس، مشكل اصلي اين وزارتخانه غيرحرفهاي بودن آن است: <در حال حاضر وظايف سازمانها و دستگاههاي ديگر ازجمله حوزه علميه، وزارت ارشاد، سازمان تبليغات اسلامي و مسجد، راديو، خانواده و... بر دوش آموزش و پرورش است، نتيجه هم اين شده كه اين وزارتخانه حتي در انجام وظايف حداقلي خود ناكام بماند. ما به دنبال اين هستيم كه خروجي آموزش و پرورش يك انسان كامل باشد در حالي كه در هيچجا آموزش و پرورش به دنبال چنين آرماني نيست. وظيفه اين وزارتخانه آموزش مهارتهاي زندگي به كودكان و آماده كردن آنها براي ورود به جامعه است.>

